√  درود!
√  نزدیک بود که تار و پود هستیم به باد بره که خوشبختانه به خیر گذشت! این تکنولوژی کامپیوتری هم بدبختیه ! با یه دکمه یه دفعه همه چی دود میشه و میره هوا. هارد ها فرمت و ویندوز دوباره ریخته شد. مشکل یه سری فونت دارم که باید دوباره گیر بیارمشون. کلید حرف پ هم عوض شده که فعلا بدجوری اعصابمو خورد کرده!
بگذریم!
√  نمایشگاه کتاب هم با همون مشکلات همیشگیش شروع شد.  امسال تنها توفیری که کرده غرفه های اطلاع رسانی بیشتره که در زمینه کتابهای داخلی و خارجی اطلاعات میدن. سایت کتابهای داخلی که چنگی به دل نمی زنه چون خیلی از اطلاعات رو یا هنوز رو کامپیوتر وارد نکردن یا اصلا جستجو نمیکنه. تو غرفه کتابهای خارجی وضع بهتره.
√  یه چیزی که امسال متفاوت از سالهای پیش به چشم میومد غرفه کتابهای کردی بود. دو غرفه در دو سالن مجزا یکی به اسم کردستان و دیگری سقز اقدام به نمایش کتابهای کردی و فارسی کرده بودن که موضوعاتشون  بیشتر در زمینه ادبیات کردی و مسایل اهل سنت بود. میتونست جنجال برانگیز باشه اما بی سر و صدا انجام شد.
√  صرفنظر از مشکلات ترافیکی منطقه اما واقعا حیف نیست جای نمایشگاه عوض شه؟ به خصوص اون نمای دیدنی استخر و مسجدش!
√  الحق که انتشارات ققنوس شایستگی دریافت جایزه بهترین ناشرو داشت. غرفه جالبی داشت و کتاباش جالبتر.
√  چقدر انتشارات کتابای پزشکی زیاد شده! اونم با کلی عنوان تکراری! جالب اینکه یکیشون ترجمه هریسون 2005 رو گذاشته که 5 جلدشو فقط یه نفر ترجمه کرده! خدا میدونه چه تحفه ای از آب در اومده!
√  کتاب دوم بنده فعلا تو صحافی گیر کرده و به نمایشگاه نرسیده! شاید چهارشنبه!
√  آخر همه هم یه توصیه به مسوولین برگزاری نمایشگاه: برای ایجاد جاذبه بیشتر یه نمایشگاه تخصصی بستنی هم در کنار نمایشگاه کتاب تشکیل بدن بد نیست! ماشالله هر چی بستنی فروشه جمع شده تو نمایشگاه!!!

/ 6 نظر / 6 بازدید
Dr.A.S........Leo

باز اين پرشين بلاگ قاط زده که! و يا ......... ! :(

سرطانErF@n C@nc3r

سلام سلام خدمت بچه محل خودمون..چطوری اقا؟ خوبی...بابا اين نمايشگاه کتاب هم انقدر مسخره شده که ارزش ديدن نداره..وقت خودتو تلف نکن... شاد باشی..ان شااله حرف پ هم درست بشه

سورنا

سلام:) من هنوز کتابهای پزشکی رو سر نزدم اما اگه رفتم حتما با کتاب شماچاق سلامتی ميکنم:)

naser

سلام این بار اگر چه دیر آمده ام اما بالاخره آمده ام...من بازم هستم بیا سر بزن شاید دلی رو شاد کنی ..منتظرتم اوکی

پدر(نم نم)

و يا نخ دست يه آدم.....:)....من قبل از اينکه اينجا رو بخونم کتابت رو ديدم و به پاندا نشونش دادم.....آقا ما برگشتيم......بوس و بای!

arash

سلام. بابا نمی دونستم که می نويسی!!!البته هميشه از خواندن مطالبت لذت می برم اما نمی دونستم ديگه اينقدر جدی و در حد کتاب و اين حرفهاست.به هر حال خسته نباشی.تندرست و پيروز باشی.