و بازهم نمايشگاه کتاب !

√  درود!
√  فردا مراسم افتتاحيه هجدهمين نمايشگاه كتاب تهرانه، واقعه اي كه ارديبهشت ماه هرسال كانون توجهات رسانه ها ميشه و شايد واسه اهالي تهران مهمترين جنبه ش ترافيكهاي سنگين محدوده نمايشگاه باشه كه سال به سال بدتر ميشه. امسال آخرين ساليه كه خاتمي براي افتتاح نمايشگاه ميره و معلوم نيست سال ديگه كي واسه افتتاحش ميره و يا اصلا نمايشگاهي دركار هست يا نه؟ ( و چه بسا با روي كار اومدن دولت بعدي، چوب حراج به زمينهاي نمايشگاه زده بشه!)
√  صرفنظر از تاثير فرهنگي نمايشگاه كتاب، اين نمايشگاه محفل مناسبيه براي عشاق، دو در كردن كلاسهاي دانشگاه و مدرسه، گل گشت، گوش بريدن دست فروشها و از همه مهمتر مسافركشها كه با قيمتهاي دولا پهنا پول خون باباشونو ميگيرن. باز خدا رو شكر كه نمايشگاه سالانه بين المللي تعطيل شد. سال 76 يكيشون از ميدون ونك تا سر عباس آباد با 5 تا مسافر نفري 700 تومن كرايه ميخواست! اون موقع دربستيش ميشد 500 تومن!
√  نمايشگاه كتاب واسه من كلي خاطره داره: به خصوص نمايشگاه دهم كه واقعا تجربه هاي جديدي برام پيش اومد. (عجب زود گذشت!)
√  بعد از مخمصه نمايشگاه پارسال و مشكلات چاپي احمقانه اي كه اتفاق افتاد و كتابها به چاپ نرسيد، امسال دو عنوان جديد كتاب تو نمايشگاه دارم كه يكيش آمادست و خدا خدا ميكنم دوميش هم تا آخر هفته از صحافي بيرون بياد. قسمت اين بود كه آخرين كتاب اول چاپ بشه! بماند كه چقدر حق آدم پايمال ميشه اما با اين مشكلات صنعت چاپ، هر يه كتابي كه چاپ ميشه انگار قله اورست فتح كردي. اگه گذرتون به نمايشگاه افتاد، سري به  انتشارات تيمورزاده بزنين: نفرولوژي هاريسون 2005 و آشنايي با ژنها و DNA  (اين يكي تخصصي نيست). (اينم از اوقات فراغت سربازي!)

/ 8 نظر / 10 بازدید
آذرخش

پس ديگه نمايشگاه رفتن داره!! ؛) راستش اسکن کردن عکسا و از اون مهمتر درست کردن آدرس اينترنتی واسه اونا برام مشکله.. خيلی اوقات عکسايی هست که دوست دارم با بقيه شريک بشم اما راه آسونش رو نميدونم!!! اگه يه سايت راحت معرفی کنيد حتمآ اين کاروميکنم!

sepide

سلام آقای دکتر از اون کتاب اولی که سر در نمی ارم ولی اگه قسمت شد و رفتم نمايشگاه دومی رو برای يادگاری از هم دانشگاهی عزيز می خرم (بعدا که آوردم امضاش کنی پولش رو ازت می گيرم ).... به هر حال اميدوارم هميشه موفق باشی

arash

عليک سلام.پارسال کلی کتاب خريدم برای امتحان کانون وکلا و نخوندم و امتحان ندادم اما امسال اگر پادگان بذاره حتما بايد برم و يه سری کتاب که لازم دارم بخرم.تا چی پيش بياد.تندرست و پيروز باشی.

علی

سلام دکترجون. ببخشيد که اينقدر دير اومدم سرت. راستش اين چند وقت بدجور درگير بودم. پرسيده بودی سربازی هستم طرح.اگرچه تو خود مطلب هم نوشته بودم ؛) ولی بايد بگم سربازی هستم.البته اين چيزی که من در حال حاضر مشغولشم اسمش سربازی نيست که هتله! هر وقت بخوام ميرم هر وقت بخوام ميخوابم.صبحها ميزنم ميرم تو شهر و اطراف ميگردم.عصرها هم که يا مطالعه يا گشت و گذار در کوه و دشت اطراف.خلاصه که خيلی باحاله.تازه از همه بهتر اينکه مجوز مطب گرفتم و حتی قرار شده صبحها هم تو مطب بشينم و پرسنل نيرو را رايگان تو مطب ويزيت کنم.يعنی در حقيقت من سربازی نيستم که رفتم سميرم مطب بزنم! به هر حال اولش که خوب از آب در اوده ببينيم آخرش چی پيش مياد!خوب عزیز اميدوارم که موفق باشی.در ضمن جای ما را هم در نمايشگاه کتاب خالی کن.راستی برای ۱۵ ارديبهشت شرکت کردی يا نه؟

آذرخش

نمايشگاه رفتم ! اما فعلآ کتابی نخريدم!!! اون کتاب رو هم ديدم!! متن اولش کاملآ احساسات رو بر می انگيخت!!

عقيق

سلام خوب به سلامتی مبارکه !ما که دستمون نميرسه اگرم برسه سر از مطلب پزشکی در نمياريم و لی فکر ميکنم اون آشنايی با ژنها و دی ان ا جالب باشه چون هميشه به اين موضوع علاقه داشتم...خلاصه شرکت در نمايشگاه و با تمام عوارض جانبيش خالی از لطف نیست ؛ من اگربودم با تمام مسائل حاضر بودم هر روز برم اونجا، البته فکرم ميکنم کمی اغراق باشه با اون ترافيک در اخرش چيزی از اعصابم نمی موند:)...قلمت مستدام دکتر.

اروس

مبارک باشه چاپ کتاب ها!

ali reza

آخ که دوران پیام آوری به من چقدر سخت گذشت.یک سال از اون دوران گذشته.ولی باور کنید دچار نوعی PTSD شده بودم ! تصور کنید جایی محروم و دور از تمدن بدون دسترسی به تلفن.از اینترنت که نباید حرف بزنید ولی فرصتی شد و کلی کتاب و مطلب خوندم.به اندازه هفت سال دوران تحصیل.کسی هم نبود مزاحمم بشه.حیف که با اسم مستعار نمی نویسم وگرنه کلی تجربه و مطلب طنز و جدی از اون دوران دارم که بنویسم.